نمایش نوار ابزار

«طنز باقلوا» یا «تخریب نامه باقلوا»!

مدیر محترم کانال باقلوا؛

با سلام و احترام،

با عنایت به تخریب نامه‌ای که باعنوان «طنز باقلوا» در خصوص بخشی از عملکرد اینجانب در زمان تصدی مدیریت شهرداری منطقه ۳ تبریز تهیه و منتشر نموده اید، متمنی است ترتیبی اتخاذ فرمایید ، بر اساس اصول اخلاقی و الزامات قانونی، پاسخ بنده نیز به مطلب موصوف به طور کامل در کانال مذکور انعکاس پیدا کند.

🔴ای کاش در تنظیم آن تخریب نامه، کمی انصاف رعایت می شد. چون در آن صورت، لازم نبود به دروغ و تهمت متوسل بشوید، زیرا در این صورت، در حوزه فرهنگ و هنر، فعالیت های زیر به روشنی دیده می شد:

الف: اولین بار در تبریز فرهنگسرای اختصاصی بانوان با نام «آنا» در محل قبرستان وزیر آباد احداث شد.

ب: دومین فرهنگسرا با نام زنده یاد «دکتر مبین» در ورودی منطقه کم برخوردار شهرک طالقانی احداث شد ، تا آنجایی که حافظه ام یاری می کند، اولین بار بود که در تبریز، مجموعه‌ فرهنگی و هنری، در زمان حیات انسانی با مشخصات دکتر مبین، به نام وی، نام گذاری شد و مراسم افتتاح مجتمع نیز به مراسم با شکوه تجلیل از زنده یاد دکتر مبین تبدیل گردید .

ج: سومین فرهنگسرا نیز در آخر طالقانی و در ورودی محله فقیر نشین اسلام شهر با نام «معلم» احداث شد، اما متأسفانه این مرکز بعد از برکناری بنده، به دانشگاه علمی کاربردی شهرداری تبریز مبدّل شد.

د: در این مختصر، از کتابخانه و امکانات جانبی پارک مشروطه، مراکز فرهنگی و هنری پیش بینی شده در باغ های لاله، … نیز می توان یاد کرد.

🔴جهت تمسخر بنده، در پاسخ به سؤالی در مورد فعالیت‌های فرهنگی و تخصصی به نقل از اینجانب نوشته اید؛ “”معضلات و مشکلات شهری، در بسته های فرهنگی کوچک میان مدارس منطقه پخش می شد و مسابقاتی برای بهترین راه حل به همراه جوایز انجام می شد.””
بعد از این مطلب،جهت تمسخر بیشتر بنده، از جناب مهندس ایرج شهین باهر خواسته اید، ایشان نیز راه حل مشکلات شهر را مانند بنده از دانش آموزان بپرسد. در این خصوص نیز، به استحضار برسانم از جمله افتخاراتی که برای خود قایل هستم این است که، حدود ۱۵ سال پیش یعنی زمانی که خیلی جوان بودم، در مدیریت شهری اولویت اول بنده آموزش شهروندی بوده است. بنابراین در آن ایام به منظور ارتقای فرهنگ شهرنشینی در بین دانش آموزان، بسته های فرهنگی با محوریت کتاب های کوچک به همراه شعر، عکس، کاریکاتور در بین دانش آموزان توزیع می شد و در جهت تشویق آنان به مطالعه کتاب های موصوف، مسابقات با جوایز مناسب برگزار می شد. نه درخواست برای راه حل برطرف سازی مشکلات، هر چند اگر تجربه امروزی را داشتم از دانش آموزان نیز راه حل می خواستم پس نوشته شما خلاف واقع است .

🔴آن زمان که شهردار منطقه بودم ، از جناب خاماچی خواستم تا سابقه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی محلات قدیمی منطقه را با تدوین کتاب به نسل امروز معرفی نماید . در این راستا نیز، اولین بار کتاب مربوط به محله مارالان منتشر شد و این واقعیت در مقدمه کتاب موصوف انعکاس یافته است.

🔴 اما افزون بر این ها، در بخشی دیگر از صحبت های تان به موضوع «بگم بگم»اشاره داشته اید، در این مورد نیز بر اساس فایل صوتی پخش شده از ۴۷ اُمین جلسه شورای شهر، موضوع به نیکی تبیین شده است. اما با این حال، مورد توجه حضرت عالی واقع نشده است… خلاصه مطلب اینکه تعداد زیادی از «نورچشمی ها» را به صورت غیر قانونی و غیر اخلاقی (برای هر پست سازمانی تقریباً چهارنفر!!) وارد مجموعه شهرداری کرده‌اند تا از جیب مردم ستم دیده به مفت خوری مشغول شوند. بعضی از این نورچشمی ها خیلی نورچشمی هستند.!!! به حدی که تعدادی از این ها تحت عناوین مختلف با حقوق مکفی از جیب مردم زجر کشیده تبریز در کنسولگری شهرداری تبریز در ترکیه به ریش مردم می خندند.!!!! بعضی نیز به وزارت امور خارجه مأمور و بعضی در جاهای دیگر مشغول به مفت خوری شده اند!!!. در این میان، حتی برای بعضی ها از جیب مردم بخت برگشته، ۷۰ میلیون تومان هزینه تحصیل منظور نموده اند.!!! از این رو، اینجانب جهت رعایت احتیاط های اخلاقی بیش از چهار ماه از مدیران شهرداری خواستم تا از استمرار و تکرار این خلاف ها جلوگیری کنند، اما با این حال، توفیق و نتیجه‌ای
حاصل نشد. به ناچار برای حصول نتیجه مجبور شده ام تا در جلسه علنی شورا موضوع را مطرح سازم که خوشبختانه در حضور شهردار، اعضای شورای شهر و نمایندگان رسانه‌ها ،قائم مقام شهردار، اصل تخلف را تأیید کرد. بر این اساس، بهتر است متوجه باشیم که بگم بگم مثل عملکرد بنیانگذار، آن زمانی حالت مسخره به خود می گیرد که تهدید به افشای تخلف شکل گیرد اما ذکری از تخلف به میان نیاید. در حالی که بنده تخلف را اعلام کردم و مدیران مربوطه نیز گفته های بنده را تأیید کردند.

✅ حال نوبت رسانه ‌ها، نهادهای نظارتی، قضایی است تا رسالت خود را به انجام رسانند.

🔴با نظر به توضیحات ارایه شده در این مجال، مشخص می شود که مشکل اساسی، بی تخصصی یا بی سوادی بنده نیست. بلکه به زعم غارتگران تبریز، بزرگ ترین عیب بنده و اصلی ترین مشکل این است که بنده تا کنون تسلیم تهدید، تطمیع، تخریب نشده ام تا جریان فساد را همراهی کنم یا حداقل سکوت اختیار نمایم، هر چند برایم پر هزینه می باشد، اما با این حال قصد تسلیم شدن نیز ندارم.

🔵 در پایان با نظر به مشاهده نیروها و کارکنان جوان غرفه شما در نمایشگاه سال گذشته ، تقاضا دارم مراقب باشید آن جوانان، گرفتار فساد اژدهای هزار سر نباشند، چرا که سرمایه های این سرزمین هستند . وعده های استخدام یا قراردادهای مبتنی بر ترک تشریفات، هبه از پول مردم و…. که در ظاهر همچون لقمه لذیذ و دلربا هستند و در باطن واقعیتی تلخ دارند و مثل زهر مار می باشند، چون امروزه این امور خیلی پر هزینه شده اند . دیگر مثل سابق نیستند و خیلی از مردم هشیارند و مراقب اوضاع هستند.

با تقدیم احترام مجدد:

فرج محمد قلی زاده؛

عضو شورای شهر تبریز

چاپ این مطلب
دیدگاه ها
  • خدابخش پاسخ به دیدگاه

    بیر یازیچی نین سؤزلری باقلوا کانالینا
    سلاملار و سایغیلار حؤرمتلی و عزیز دوسلارا….
    تانری قؤروسون حق یولوندا چالیشان اینسانلاری
    فرجی کیمی حققیدن دئییب، بیزلری آییدان اینسانلاری
    دؤز دئییر بیزیم قلمین ایصالتی وار، شرافتی وار…
    گرک یالان وعده لره آللانمییاق، تؤلانمییاق، هر یالانی یازمییاق
    حؤرمت بیلاق، صبر ائلییاق، گؤز اؤتمییاق یالان سؤزلره، توهمت لره…
    فورصت وئراق، حق دانمییاق، قاریشمییاق یانلانچی خائین لره

    چوخ گؤزل جواب وئرمیسیز